عز الدين حسينى زنجانى
155
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
خود قرآن تفسير مىشود . مثلًا ظاهر بعضى از آيات ترخيص است ؛ ولى آن آيات عزيمت به وسيلهء اهل بيت به حكم حتمى وجدى تفسير شده است . مىبينيم به وسيلهء اهل بيت از احكام عزيمتى پردهبردارى شده است . متن : و محارمُهُ المُحذِّرةُ ، و بَيِّناتُهُ الجاليةُ ، و بَراهينُهُ الكافيةُ ، و فَضائِلُهُ المندوبةُ ، و رُخصَهُ المَوهوبةُ ، و شرائِعُه المكتوبةُ . شرح : محارمه المحذرة . با قرآن مىتوان به كارهاى حرامى كه موجب عذاب و سخط الهى است دست يافت . در قرآن از حرام الهى به « حدود » ( مرزها ) تعبير مىنمايد . در سورهء طلاق مىفرمايد : آنانى كه زنهايشان را طلاق رجعى دادهاند آنان را از خانههايشان بيرون نكنند ؛ مگر اينكه مرتكب گناه بزرگ بشوند . سپس مىفرمايد : « تِلْك حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ » ؛ آن حرمت بيرون كردن از خانه ، و دستورات ديگر در طلاق - مرزهاى الهى هستند . از آنها تجاوز ننماييد ؛ چه اينكه هر كس از مرزهاى الهى تجاوز نمود و به خود ستم كرده است . و بيّناتُهُ الجالِيةُ ، و براهينُهُ الكافيةُ ؛ به وسيلهء قرآن مىتوان به دلايل روشن و برهانهاى كافى رسيد . توصيف به « جاليه » چنان كه در علم معانى تحقيق شده از باب توصيف مسندٌ اليه ، و مفيد تأكيد است ، مثل « أمسُ الدابر » ( ديروزِ گذشته ) گرچه در مفهوم « أمس » ، « گذشته » هست ولى جهت تأكيد بيشتر توصيف به « دابر » به معناى گذشته شده است . در دو جملهء فوق نيز توصيف « بيّنات » به « جالية » ، و « براهين » به « كافية » براى تأكيد بيشتر است ؛ زيرا « بيّنة » خود ، دليل روشن است و جلا در مفهوم آن نهفته است . و در